نقد فیلم «هناس» | تهدید، ترس و تعهد

نویسنده: سمانه استاد

«هناس» فیلمی به نویسندگی احسان ثقفی و مهدیه عین‌اللهی، کارگردانی حسین دارابی و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه محصول سال ۱۴۰۰ است. داستان فیلم روایتی از زندگی شهید هسته‌ای، داریوش رضایی‌نژاد از نگاه همسر او دکتر شهره پیرانی است. در این فیلم مریلا زارعی نقش شهره پیرانی و بهروز شعیبی نقش شهید رضایی‌نژاد را ایفا می‌کنند.

شهید رضایی‌نژاد از جمله شهدای هسته‌ای بود که در سال ۱۳۹۰ زمانی‌که تنها ۳۴ سال داشت، جلوی چشمان همسر و دختر چهارساله‌اش مورد اصابت ۵ گلوگه قرار گرفت و به شهادت رسید. او و همسرش هر دو از نخبه‌های دانشگاه بودند و حسین دارابی در فیلم هناس دست روی زندگی این دو گذاشته است که در ادامه به نقد فیلم هناس می‌پردازیم.

پرداختن به مسائل هسته‌ای حساسیت‌ها و ملاحظات بسیاری دارد و به همین دلیل است که هنوز آنقدر که باید در سینما به آن پرداخته نشده است. پرداختن به داستان شهدا، معمولا این ذهنیت را در مخاطب به وجود می‌آورد که با داستانی شاید تکراری از یک شخصیت مقدس طرف است. اما نویسندگان «هناس» در پرداختن به شخصیت داریوش رضایی‌نژاد سعی نکرده‌اند که او را فردی با خصوصیات غیرزمینی، بدون خطا و مقدس نشان دهند.هناس

«هناس» شهید رضایی‌نژاد را در قامت یک انسان معمولی با همه‌ی ترس‌ها، نگرانی‌ها و اعتقاداتش نشان داده است. کسی‌که در مواردی بر سر همسرش داد می‌زند، از اینکه ترور شود می‌ترسد، بعد از انتخابات ۸۸ اعتراضاتی داشته و با وجود همه‌ی این‌ها پای اعتقادی که دارد می‌ایستد.

همان‌طورکه گفته شد ورود به مسائل هسته‌ای با ملاحظات زیادی همراه است و در کمتر فیلمی به‌شکلی شفاف به آن پرداخته شده است؛ این موضوع در فیلم «هناس» هم صدق می‌کند. نویسندگان برای اینکه درگیر شفافیت فضای کاری یک دانشمند هسته‌ای نشوند، این زندگی را از زاویه‌ی نگاه شهره پیرانی، همسر او به تصویر کشیده‌اند. زنی‌که خود یک نخبه‌ی علمی است اما در حال‌حاضر بیشتر برای ژورنال‌ها مقاله می‌نویسد و به امور زندگی مشغول است.

فیلم با صحنه‌ی پرهیایوی سفر آغاز می‌شود و داریوش، شهره و دخترشان آرمیتا خود را برای سفر و چه‌بسا مهاجرت به آلمان آماده می‌کنند. روی تمام مبلمان منزل ملافه کشیده شده و کنتور آب و برق چک می‌شود تا اگر بازگشت نزدیک نبود مشکلی پیش نیاید. با ورود به فرودگاه امام ممنوع‌الخروجی داریوش اعلام می‌شود و این شروع ماجراست.

شهره دنبال دلیلی برای این ممنوعیت می‌گردد و سعی دارد تا این دلیل را از مافوق داریوش بشنود. در این گیر و دار شهادت دکتر شهریاری نیز بر دیگر ترس‌های شهره می‌افزاید و از داریوش می‌خواهد تا استعفا دهد. ترس از ترور شدن داریوش مدام همراه شهره است. در سوی‌دیگر تهدیدهایی نیز برای خانواده پیش می‌آید و این شهره است که باید مراقب زندگی باشد. در کنار همه‌ی این‌ها هم‌کلاسی سابق شهره نیز که خصومتی با داریوش دارد به‌دلایلی از شهره می‌خواهد تا داریوش را به سوی استعفا راهنمایی کند.هناس

«هناس» داستان ترس‌ها و نگرانی‌های زنی است که نمی‌خواهد زندگی‌ای را که با عشق شروع کرده و جلو برده را از دست بدهد. او ترجیح می‌دهد به همراه خانواده‌اش از ایران برود، ترجیح می‌دهد همسرش از سازمان استعفا بدهد اما او را از دست ندهد. بی‌آنکه بداند داریوش با همه‌ی اعتراضاتش به برخی مسائل، فردی متعهد‌به‌کار و کشور است.

«هناس» فیلمی زنانه است که در آن سازندگان به‌خوبی زندگی یک شهید هسته‌ای را با همه ابهاماتی که در آن وجود دارد به تصویر می‌کشند. شهید رضایی‌نژاد شخصیتی واضح از لحاظ رفتاری، اندیشه‌ای و شخصیتی مبهم به لحاظ کاری است. مردی که معصوم نه، اما مظلوم به تصویر کشیده شده است. مردی که قبل از سوار شدن به ماشین با هراس دزدگیرش را می‌زند و زیر ماشین را چک می‌کند تا خیالش از بمب احتمالی راحت شود اما حاضر است با وجود همه‌ی این ترس‌ها پای کاری که می‌کند، بایستد.

در سوی‌دیگر شهره پیرانی با بازی خوب مریلا زارعی، زنی نگران و زندگی‌دوست است. او عاشق شوهرش است و حق دارد که بخواهد زندگی طولانی در کنار او را طلب کند. زارعی به‌خوبی موفق می‌شود ترس‌ها و نگرانی‌های یک زن را برای حفظ زندگی نشان دهد. قابل‌ذکر است که آرمیتای کوچک با بازی کوثر حیدری که شیرینی این درام تلخ است.

حسین دارابی در دومین ساخته‌ی سینمایی خود، دست روی موضوعی حساس گذاشته و به‌خوبی موفق شده است فیلم را به مرحله‌ی اکران برساند. به گفته‌ی او همراهی بسیار خوب شهره پیرانی در به سرانجام رساندن این فیلم نقش مهمی داشته است. دارابی اولین مواجهه‌ی پیرانی با فیلم را این‌گونه شرح می‌دهد: «ما جلسات زیادی داشتیم و مفصل صحبت کردیم، بعد از آن نوبت به نوشتن طرح و فیلمنامه رسید.هناس

خانم پیرانی اولین نسخه‌ی فیلمنامه را خواند، نظر کلی‌اش را گفت و بعد از آن از ما خواست تا هر شکلی‌که صلاح می‌دانیم، عمل کنیم. او خودش به درستی سینما را می‌شناخت و وقتی نکات فنی را به ما می‌گفت، شگفت‌زده می‌شدیم. فیلمنامه یازده‌بار بازنویسی شد و در روزهای فیلمبرداری نیز چند جلسه حضور پیدا کرد و مفصل با خانم زارعی صحبت کرد. صحبت‌هایی نیز زمان فیلمبرداری با هم داشتیم اما به‌هیچ‌عنوان در کار ما دخالتی نمی‌کرد. همین موضوع مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کرد و نمی‌دانستیم او چه واکنشی به کار ما خواهد داشت. چندهفته قبل از جشنواره بالاخره نسخه‌ی اولیه را به او نشان دادیم.

روزی‌که قرار بود این کار را بکنیم یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام بود زیرا نمی‌دانستیم چه واکنشی خواهد داشت چراکه او به همراه آرمیتا برای دیدن فیلم آمده بود. آرمیتا یک دختر دهه هشتادی است و ممکن بود نگاهش خیلی فرق داشته باشد. خانم پیرانی نیز خودش شناخته‌شده و معروف است و همین کار ما را سخت می‌کرد. در طول پخش فیلم من فقط به خانم پیرانی نگاه می‌کردم. او با فیلم به‌خوبی ارتباط گرفت و در پایان آن اشک ریخت، سپس از ما تشکر کرد که روح زندگی آنها را در فیلم جاری ساختیم. به قول آقای شفاه ما همان شب سیمرغ‌مان را گرفتیم و بار سنگینی از روی دوش‌مان برداشته شد که به‌خاطرش خدا را شکر می‌کنم.» «هناس» فیلمی در رثای عشق یک زن به زندگی و تعهد یک مرد به کار و وطنش است. فیلمی قابل‌تامل که روایتی از یک زندگی متفاوت را به تصویر می‌کشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.