یادداشتی درباره­ هفت هنرنمایی پریناز ایزدیار | مفسر محبت

احساس در ذره­‌ذره­‌ی وجودش جا خوش کرده و آرام است، حتی عصبانیتش به چشمان مخاطب نه دل‌خراش بلکه چشم‌­نواز است چراکه از بطن یک بازی دوست­‌داشتنی با محبتی پهنان بیرون می‌­آید. محبتی که او همیشه به بهترین شکل ممکن تفسیرش کرده است؛ نامش پریناز ایزدیار و متولد هشتم شهریور سال ۱۳۶۴ در بابل است.
او در دهه‌ی هشتاد با بازی در تله‌­فیلم­ و سریال‌­های تلویزیونی خود را به مخاطبان شناساند و سپس در اوایل دهه‌ی نود با بازی در سریال «شهرزاد» و در پی آن فیلم سینمایی «ابدو‌یک‌روز» به یکی از چهره­‌های مطرح بازیگری در سینما و شبکه‌ی نمایش‌خانگی تبدیل شد.
حال نام او با مانند یک برند روی آثار سینمایی می‌­درخشد. بازیگر پر احساسی که با انتخاب نقش­‌هایی دشوار در دل عاشقانه­‌های پیچیده، جان‌بخشی به شخصیت­‌ها را به نحو احسن انجام می­‌دهد. در ادامه به بهانه‌ی اکران فیلم مغز استخوان به بررسی هفت هنرنمایی برجسته‌ی او در مجله سینماتیکت می‌پردازیم.

 سریال شهرزاد | اوج هنرنمایی

سریال-شهرزاد

کارگردان: حسن فتحی

در سال­‌های اخیر فیلم و سریال­‌های­ ایرانی چهره‌ی منفی و در عین­حال دوست داشتنی کم نداشته‌اند. اما یک ضدقهرمان از خودراضی در ژانر عاشقانه که از تاریک‌ترین نقطه‌سوی روشنی در حرکت باشد، آن­ هم به گونه‌­ای که در انتها نه‌تنها تنفری از او نداشته باشی بلکه به یکی از محبوب­ترین­‌هایت بدل شود؛ با پریناز ایزدیار در سریال «شهرزاد» به بهترین شکل ممکن اتفاق افتاده است. پریناز ایزدیار در این سریال  نقش شیرین دیوان‌سالار را ایفا کرده بود؛ یک دختر نازپرورده و بی‌اعصاب و البته از خود راضی که در مثلث عاشقانه‌ی‌ قصه در ضلع تاریک آن ایستاده است. اما با گذشت دو فصل از سریال آرام‌آرام سوی یک قربانی دوست‌داشتنی تغییر فاز می‌­دهد؛ تغیر فازی باور‌پذیر و پر احساس که از پیشینه‌ای دشوار می‌آید.

 ابد و یک روز | همدم خانواده

فیلم-ابد-و-یک-روز

کارگردان: سعید روستایی

سمیه‌‌ی «ابدو‌یک‌روز» دختری رنج‌بر و رنج‌کش از لایه‌ی زیرین جامعه است. یک کوزت ایرانی که این‌بار در خانواده‌ی خودش و در کنار نزدیکانش قربانی می‌شود. پریناز ایزدیار در این فیلم با اشک‌های دم مشک و جیک در نیامده‌اش زیر سنگین‌ترین فشارها و در یک کلام، تحمل نگاه‌های سرزنش‌آمیز عزیزانش مخاطب را تا انتها همدل و همدم خویش نگاه می‌­دارد. بازی او در مقابل نوید محمدزاده از یک سوی و پیمان معادی از سوی دیگر مثلث جذابی از رفتارهای یک خانواده­ی رو به اضمحلال را به نمایش می‌­کشد. مثلثی که علاوه‌بر جذابیت‌های بصری، از آن فیلم به بعد، برای مرور چندین و چندباره به بایگانی ذهن­‌ها سپرده شده است. قابل ذکر است که پریناز ایزدیار با این فیلم برنده‌ی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره‌ی سی‌و‌چهارم فیلم فجر شد.

 متری شیش و نیم | سایه سنگین

متری-شیش-و-نیم

کارگردان: سعید روستایی

دومین همکاری‌ با سعید روستایی هرچند برای پریناز ایزدیار کوتاه بود اما در همان یک سکانسی که او پشت میز بازجویی و در مقابل خروش یک افسر آگاهی با بازی پیمان معادی قرار می‌گیرد؛ با بغض در گلو و ترس در چشمانش، به‌سان آهویی در چنگ شکار چنان تاثیری از خویش برجا می‌گذارد که تا سکانس انتهایی دیگر نمی­‌توان به‌راحتی آن را از یاد برد. از آن به بعد حضور سایه‌گونه­‌ی او در همه جای فیلم مشهود است؛ به‌طوری‌که در اواخر فیلم و با دیالوگ­‌های نوید محمدزاده خطاب به وکیلش، دوباره آن اکت مظلوم و در معذوریت افتاده‌­ی او در مقابل ذهن‌ها سنگینی می­‌کند. او در این فیلم نقش الهام، نامزد سابق رضاخاکزاد را ایفا کرده است. در یک جمع‌بندی کلی می‌توان این‌گونه به نتیجه رسید که حضور پر احساس پریناز ایزدیار در یک قصه‌ی جنایی-اجتماعی و در دل یک لوکیشن مردانه به هنرمندانه‌ترین شکل ممکن به چشم می‌آید.

 سرخ‌پوست | مددکار مرموز

فیلم-سرخ-پوست

کارگردان: نیما جاویدی

«سرخ‌پوست» در نگاه به نقش پریناز ایزدیار، قصه­‌ی یک مددکار در دوران پهلوی است که برای نجات یک اعدامی به یک زندان حاشیه‌­ای وارد می‌­شود. او در این قصه قرار است از چنان جاذبه‌ی عاشقانه‌ای برخوردار باشد که بتواند دل رییس سخت‌گیر و مبادی آداب زندان با بازی نوید محمدزاده را رام کند.‌‌ البته این تجربه‌ی بی­‌شباهت به بخش‌هایی از تجربه‌ی سریال «شهرزاد» نیست؛ او در این سریال در بخش‌هایی از قصه در برابر شوهرش قباد برای حفظ زندگی‌اش در چنین مسیری قرار داشت، هرچند آنجا قرار بود زندگی خویش را نجات بخشد. اما در «سرخ‌پوست» ایثار برای دیگری که تنها سایه‌ای در قصه دارد، کار سترگ‌تری بود. ایزدیار در این فیلم با نوعی مراقبه توانسته پا به دل خطر بگذارد. حال اینکه مسیر قصه تا چه‌حد به او بستر داده، بحثی جداگانه است اما اکت‌های حساب شده او لولی متفاوت از مقصد نهایی قصه دارد.

 ویلایی‌ها | فرمانده

فیلم-ویلایی-ها

کارگردان: منیر قیدی

«ویلایی‌­ها» ساخته­‌ی منیر قیدی بی­‌شک متفاوت­‌ترین نقش پریناز ایزدیار در طول کارنامه‌ی هنری­اش است. او در فضای سال­‌های جنگ در اندیشمک نقش زنی را دارد که شوهرش در جبهه مشغول نبرد است. بازی او زیر چادر و گریم ساده­‌ی زنی دهه­‌شصتی، آن هم برآمده از دل یک خانواده‌ی مبارز و مذهبی، حضوری یک‌سره متفاوت از نام و نشانی که از وی سراغ داشتیم ایجاد کرده است. اما آنچه وجه بارز او در این اثر است؛ تناقض موجود در نقش اوست. لایه­‌ای که برخلاف دیگر نقش­‌ها به قدرتمندی او کمک نمی­‌کند بلکه او را از درون تهی می­‌کند.
او در این اثر در نقش خانم خیری به‌نوعی فرمانده­‌ای گروهی از زنان را در پشت خطوط جبهه را ایفا می‌کند. زنانی که نه برای جنگیدن بلکه برای تاب‌آوردن و روحیه‌­بخشی درعین تحمل سختی­‌ها، به شوهران رزمنده‌­شان آماده می­‌شوند.

 سریال جیران | زن شاه

جیران

کارگردان: حسن فتحی

پریناز ایزدیار با «جیران» آمده که تماما دوست داشته شود. او نقش دختر زیباروی و چالاکی از قشر متوسط جامعه‌ در عهد قاجار است که به ناگاه به دنیای پر زرق‌و‌برق حرمسرای ناصری داخل می‌شود. شخصیت «جیران» قرار است کارهای خویش را با دلبری از معشوق که دست ‌بر‌ قضا فرد اول ممالک ایران، یعنی ناصرالدین‌شاه قاجار است، به پیش ببرد. ایزدیار به ظاهر یک مثلث عاشقانه‌­­ی ساده را پیش‌روی دارد اما همه‌چیز قرار نیست به همین سادگی باشد. او باید ضمن حفظ رازی در قلب خویش مخاطب و معشوق­‌هایش را راضی نگه­‌دارد؛ رضایتی که از دل یک موقعیت پیچیده می­‌آید. «جیران» سومین همکاری ایزدیار با حسن فتحی پس از سریال­­‌های زمانه و شهرزاد است که این­‌روزها از شبکه‌ی نمایش‌خانگی در حال پخش است. شاید هنوز برای قضاوت کلی کمی زود باشد اما می‌توان گفت تا این قسمت، حضور او یکی  از مهم‌ترین دلایل اقبال مخاطبین به سریال بوده است.

 مغز استخوان | مادرانگی

مغز-استخوان-پریناز-ایزدیار

کارگردان: حمیدرضا قربانی

«مغز استخوان» هر چند از جنس فیلم‌های اصغرفرهادی یا بهتر است بگوییم ملودرام‌های اجتماعی سال‌های اخیر سینمای ایران است اما برخلاف قالب آثار مورد اشاره، فشار دراماتیک خویش را روی شخصیت زن قصه­‌اش گذاشته است. ایزدیار در این فیلم در نقش مادر یک کودک سرطانی برای نجات جان فرزند معصومش باید زندگی مرفه و آبروی خویش را قربانی کند تا شاید معجزه‌ای رخ دهد. او این‌بار با این نقش باید بین مادرانگی و عشق یکی را انتخاب کند. ایزدیار از یک سو باید نشان بدهد تا چقدر جان فرزندش برایش مهم است و از سوی دیگر با فروپاشی درونی ناشی از تصمیات خلاف عرفش روبه‌رو شود. پریناز ایزدیار بی‌شک توانایی بیشتری دارد تا این نوسان عجیب و جانکاه را به تصویر بکشد اما در چارچوبی که فیلمنامه برایش تعریف کرده حضور قابل قبولی داشته است. بی‌شک اگر تمام مسیر قصه روی شخصیت او متمرکز می‌شد، مادرانگی او می‌توانست ماندگاری بیشتری به خود بگیرد.

نویسنده: نعیم صدفی

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.